ژاپن؛ کشوری است در شرقی‌ترین بخش خاور دور در قاره آسیا. زبان مردم این کشور زبان ژاپنی است.

ژاپنی‌ها در زبان‌شان به ژاپن، نیهون (NIHON) می‌گویند. نیهون از دو واژهٔ NICHIو HON تشکیل شده‌است! NICHI یعنی خورشید و HON یعنی ریشه! و در اصطلاح عام به دلیل اینکه ژاپن اولین سرزمینی است که خورشید از آنجا طلوع می‌کند می‌گویند سرزمین آفتاب

 

در سایت مرکز توسعه تجارت کیش درباره‌ی ژاپن چنین آمده:

 

حکومت : مشروطه سلطنتی
مساحت : 700/369 کیلومترمربع
جمعیت : 126,974,628 (July 2002 est.) نفر
رشد سالانه جمعیت : 6/0 درصد
پایتخت : توکیو
زبان : ژاپن
دین : شینتو بودایی
واحد پول : ین

 

 

 

 

 

 

 

شامل جزایر اصلی، هوکایدو، هونشو، شیکوکو و کیوشو است که در طول 1600 کیلومتر امتداد داشته، و همواره در معرض بارش باران‌های موسمی زلزله توفان و گردباد قرار دارند.
ژاپن کشوری کوهستانی است که قسمت اعظم آن را، جنگلهای وسیع پوشانده و فقط بخش کوچکی از
آن، قابل کشت و زرع است آب و هوای متغیری داشته، و بلندترین قله آن، کوه فوجی یاما به ارتفاع 3779 متر است. بزرگترین ناوگان صیادی جهان به ژاپن، تعلق دارد.
به
دلیل کمبود اراضی قابل کشت بعضی از مواد غذایی مورد نیاز مردم، از خارج، تهیه می‌شود.
قسمت عمده ای از نیروی کار ژاپن، در صنایع این کشور که در اطراف بنادر بزرگی چون یوکوهاما- اوزاکا و ب
ه خصوص، حومهی پایتخت مستقر شده اند، اشتغال دارند.
واردات ژاپن شامل: مواد غذایی،
نفت، و مواد خام بوده و صادرات آن عبارتند از: وسایل الکترونیکی- ماشین آلات صنعتی و ابزار مهندسی.
این کشور، از بزرگترین قدرتهای اقتصادی جهان معاصر، به شمار می‌رود.

 

 

 

 

چند لینک مهم سایت‌های دولتی ژاپن:

 


نظرات ()
 
 
 
ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٠
 

پیش‌نوشت: یک حاج آقای خیلی معروف که چهره‌ی تلویزیونی هم بوده وعلاقه‌ای به افشای نامش ندارد، خاطراتش را از سفر به ژاپن نوشته‌ و ما از وبلاگش آن را نقل می‌کنیم:

 

 

 

دهه عاشورا خداوند توفیق داد به ژاپن رفتم .

 

سفر نامه مختصری هم نوشته‌ام که بخش هایی از آن را برای شما می‌آورم .

 

تحلیل های شما و نظرات خوب و سازنده شما می تواند این نوشته را پر بارتر کند.

 

......بالاخره ساعت پنج بعد از ظهر می‌رسد. من با یک سبد جایزه برای ایرانیان مقیم ژاپن ، با یک کیف و یک چمدان لباس و کتاب و یک هارد 600 گیگا بایتی با 140 هزار کتاب و مقاله و صوت و تصویر و... روانه فرودگاه مهر آباد و نماز جماعت در فرودگاه و ساعت 9 شب ، مطابق با دو و نیم بامداد به افق ژاپن ،حرکت .

 

یک مهماندار ژاپنی به نام ( سا. ج. کو ) در استخدام هواپیمایی جمهوری اسلامی بسیار پر تلاش دیده می‌شود .

 

توقف یک ساعت و نیم در فرودگاه بین المللی پکن درچین ، و احتیاط کردن این که به چینی ها تنه نخوریم که نشکنند!!

 

و بالاخره پس از 10 ساعت داخل هواپیما بودن ، ساعت یک بعد از ظهر به وقت توکیو و 7صبح به وقت ایران ، به فرودگاه توکیو وارد می شویم.

 

جناب سفیر و معاون فرهنگی سفارت ، تا راهرو خرطومی خروجی هواپیما به استقبال ما آمده‌اند .آخر دیپلمات ها می توانند از این کارها بکنند .

 

فرودگاهی زیبا، تمیز ، آرام ، و مدرن به نظر می رسد.

 

گذر نامه ما با بارکد سیزده رقمی ، وارد کامپیوتر می‌شود .

 

تمام مشخصات من که در سفارت ژاپن در ایران پر شده در مونیتور دیده می شود .

 

با یک کلید کی بورد، مشخصات در کامپیوتر فرودگاه ضبط ، یا اگر قبلا فرستاده شده،چک و "اوکی" و (save ) و یک نگاه مختصر به قیافه این جانب و یک لبخند تایید و احترام آمیز و یک مهر ورود . همین .

 

بچه های ما در ایران گفته بودند که ژاپن (end) الکترونیک است .این نمونه اولش بود.

 

وسایل این جانب هم بدون تفتیش یا زیر دستگاه رفتن ، در یک گاری دستی خدمات فرودگاهی قرار گرفته و روی تسمه های آلومینیومی آرام و افقی می ایستم تا بدون زحمت راه رفتن ، به آن سوی سالن و در خروج برسیم . البته با توصیه جناب سفیر ، سمت چپ این نوار می ایستیم ، تا کسانی که عجله دارند و هم با نوار و هم با سرعت قدم هایشان حرکت می کنند ، از کارشان نمانند.

 

ناگفته نماند ژاپن هم مثل انگلستان و پاکستان از سمت چپ رانندگی می کنند.

 

نمونه دوم هم پس از سوار شدن به ماشین، در آغاز بزرگ راهی که طی80 کیلومتر به توکیو می رسد، در باجه کسی را ندیدیم.صدایی از یک بلند گوی کوچک شنیدیم و اهرم مانع عبور بالا رفت و ما وارد بزرگ راه شدیم .

 

از سفیر می پرسم چی شد؟ و ایشان می گویند: چشم الکترونیک باجه ، دستگاه کوچک سیگنال دار مارا درون ماشین پشت شیشه جلو چک کرد.

 

اعتبار ما از طریق اینترانت از بانک مرکزی استعلام شد. با تأیید بانک ، دستگاه باجه ، حق عبور از بزرگ راه را از حساب ما برداشت کرد .

 

این رقم، از حساب ما کسر شد .

 

به ما اجازه ورود داده شد و اهرم بالا رفت . همه این ها در عرض چند ثانیه انجام شد.

 

عجب !!

 

برای آسایش چه کارها کرده اند اما برای آرامش چه طور؟...

***

وبلاگ حاج‌آقا را اینجا ببینید!

 

 

 

 


نظرات ()
 
 
 
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٩
 

دیدن ترجمه‌ی هایکوی ریتا عوده(هایکونویس فلسطینی) که استرای ِ عزیز آن‌را روزانه ترجمه می‌کند سبب آفرینش این هایکوها شده‌است!

موج برداشته
دریاچه
به بوی شکوفه‌ی آلو

***
پناه گرفته
زیر شکوفه‌های آلو
داروک

***
به بوی شکوفه‌ی آلو
اجتماع کردند
گنجشکان

***
درنای ِ
دریاچه‌ی بیوا
گیج‌ ِ عطر آلو

***
تخم فاخته
در محاصره‌ی
شکوفه‌های آلو

***
پرنده‌ای جهید
آغشته به عطر آلو
تا ماه

***
ماه
برای بوییدن ِ شکوفه‌ی آلو
پایین آمده

***
قد کشیده
درخت ِ آلوی جوان
تا ماه!

***
نور ِ ماه
شبح ِ معطر ِ
درختان ِ آلو

***
قد می‌کشد درخت آلو
عاشقانه
تا ماه!

***
شکوفه‌های آلو
سوار ِ باد
سوار ِ آب


نظرات ()